روش خوشبختي
انسان هرقدر در اين عالم در طريق معرفت حق تعالي وبندگي او سريع تر حركت كند وجهات روحاني خود را قوي تر ولطيف تر گرداند واز قيد شهوت طبيعي ونفساني وارسته تر گردد، در قيامت از صراط تندتر حركت ميكند
بانوي مجتهده امين اصفهاني(رحمه الله عليها)
انسان هرقدر در اين عالم در طريق معرفت حق تعالي وبندگي او سريع تر حركت كند وجهات روحاني خود را قوي تر ولطيف تر گرداند واز قيد شهوت طبيعي ونفساني وارسته تر گردد، در قيامت از صراط تندتر حركت ميكند
بانوي مجتهده امين اصفهاني(رحمه الله عليها)
از عرش سلام سرمدي آوردند
سرچشمه فيض ايزدي آوردند
باآمدن فاطمه ازباغ بهشت
يك دسته گل محمدي آوردند
ميلاد مسعود ياس سپيد بال علي مرتضي (ع) ريحانه رسول بر اهل ايمان مباركباد
قانون يكم
**به شما جسمي داده مي شود .چه جسمتان را دوست داشته يا از ان متنفر باشيد.بايد بدانيد كه در طول زندگي در دنياي خاكي با شماست
قانون دوم
**در مدرسه اي غير رسمي وتمام وقت نام نويسي كرده ايد كه زندگي نام دارد. دراين مدرسه هر روز فرصت يادگيري دروس راداريد.چه اين درس ها را دوست داشته باشيد چه از آن بدتان بيايد پس بهتر است به عنوان بخشي از برنامه اموزشي برايشان طرح ريزي كنيد
كنيز زينب
من فاطمه بانوي بيت مرتضايم من همدم تنهايي شير خدايم
من در ادب همشان وهمتاي ندارم جز حيدر كرار مولايي ندارم
من از تبار عشق وازموج غرورم من نسل در نسل از شجاعان غيورم
من همنشين فاتح بدر وحنينم من مادر عباس علمدار حسينم
روزي كه من همخانه شدم با شه عشق روزي كه پايم را نهادم در ره عشق
* * * * * * * *
گفتم به زينب من كنيزم در برتو من نامدم اين جا به جاي مادر تو
هرچند نامم فاطمه باشد عزيزم امابدان برمادرت زهرا كنيزم
من كه ازاين دلدادگي در شور وشينم تازنده ام خاك كف پاي حسينم
اي زينب اي بانوي ازغربت غمينم ديگر در اين خانه بخوان ام البنينم
ام البنين،من مادر عباس علمدار حسينم
(اصول مداحي جلد 1)
اينها غرور بي جا است . اينها جهالت وشيطنت است.اينها ارث ابليس است. اينها ظلمات فوق ظلمات است.علم نور است ونور قلب را روشن كند ووسعت دهد وشرح صدر آورد وراه هدايت وسلوك را روشن كند.چه شده است كه در ما اين علوم رسمي،ظلمات وضيق صدر وتذلل وتكبر ايجاد كرده آيا ميتوان اين الفاظ را علوم دانست وبا آن در جهان سرافرازي كرد؟
(از كتاب شرح حديث امام خميني(ره))
اينها غرور بي جا است . اينها جهالت وشيطنت است.اينها ارث ابليس است. اينها ظلمات فوق ظلمات است.علم نور است ونور قلب را روشن كند ووسعت دهد وشرح صدر آورد وراه هدايت وسلوك را روشن كند.چه شده است كه در ما اين علوم رسمي،ظلمات وضيق صدر وتذلل وتكبر ايجاد كرده آيا ميتوان اين الفاظ را علوم دانست وبا آن در جهان سرافرازي كرد؟
(از كتاب شرح حديث امام خميني(ره))