روش خوشبختي
انسان هرقدر در اين عالم در طريق معرفت حق تعالي وبندگي او سريع تر حركت كند وجهات روحاني خود را قوي تر ولطيف تر گرداند واز قيد شهوت طبيعي ونفساني وارسته تر گردد، در قيامت از صراط تندتر حركت ميكند
بانوي مجتهده امين اصفهاني(رحمه الله عليها)
انسان هرقدر در اين عالم در طريق معرفت حق تعالي وبندگي او سريع تر حركت كند وجهات روحاني خود را قوي تر ولطيف تر گرداند واز قيد شهوت طبيعي ونفساني وارسته تر گردد، در قيامت از صراط تندتر حركت ميكند
بانوي مجتهده امين اصفهاني(رحمه الله عليها)
اگر چه تمامی فیلمها و تصویرهای مربوط به جسارت و بیادبی فتنهگران به ساحت مقدس اباعبداللهالحسین(ع) در عاشورای سال 88 بنا به ملاحظاتی که حفظ حریم آن حضرت از جملة آنهاست منتشر نشده و تنها به پخش نمونههایی از آن حرمتشکنیها بسنده شده است ولی همان اندازه نیز برای شناخت ماهیت اصحاب و سران فتنه کافی است و «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است».
فتنهگران در روز عاشورای سال 88،
با وحشیگری به خیمههای حسینی(ع) یورش آوردند،
با وقاحت در خیابانهای محل تجمع خود به رقص و پایکوبی پرداختند،
کسانی که در خیابان به نمازجماعت ظهر عاشورا ایستاده بودند، را سنگباران کردند.
پرچمهای حسینی(ع) را به آتش کشیدند.
به عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) در مساجد حمله کردند و…
این همه وقاحت در حالی صورت گرفت که مردم در حسینیهها، مساجد و هیئتها به عزاداری مشغول بودند و هنگامی که از ماجرا باخبر شدند، با شتاب به صحنه آمدند و بساط فتنهگران را به غیرتدینی و حسینی(ع) خود برچیدند.
سران فتنه اما، نه فقط در مقابل این جسارت آشکار به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا کمترین اعتراضی نکردند، بلکه زبان به تقدیر و تشویق! آنها نیز گشودند و یکی از آنان با کمال وقاحت از حرمتشکنان عاشورا با عنوان «مردمان خداجوی»! یاد کرد و با این حرکت نفرتانگیز خود، ماجرای نفاق عمرسعد سرکرده سپاه ابنزیاد در عصر عاشورای 61 را به خاطر آورد که با فریاد «یاخیلالله ارکبوا… ای سپاهیان خدا سوار شوید»! سپاه تحتفرمان خود را برای حمله به یاران حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام تشویق کرده بود!
http://www.kayhan.ir/921005/2.htm#N200
درباره بحث عید ا لزهرا باید بگویم تقریبا تمامی کتب روز در گذشت خلیفه دوم را 26 ذی الحجه دانسته اند نه نهم ربیع الاول و احتمال اینکه همه گی دست به دست هم داده باشند تا باعث سردرگمی ما شوند مورد قبول نیست . چرا که متون تاریخی از سوی افرادی با سلیقه های متفاوتی نوشته شده است . پس در تاریخ و بین مورخین نهم ربیع اثبات نشده است . و از سوی دیگر به نظر می آید اطلاق آیه لا تسبوا آیه 108 انعام اینجا را هم شامل می شود . چرا که با سب و لعن ما ،دیگران هم به سب معتقدات حقه ما روی می آورند که اصلا پذیرفتنی نیست .
رهبر معظم انقلاب:
هرگونه گفتار یا کردار و رفتاری که در زمان حاضر سوژه وبهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین شود شرعا حرام اکید است سایت معظم له: www.leader.ir]
آیت الله نوری همدانی:
چیزی به عنوان رفع القلم در روز به خصوصی نداریم و مسلمانان باید از تفرقه بپرهیزند و از هر چیزی که موجب وهن مذهب می باشد جدا اجتناب نمایند. - سایت معظم له: www.noorihamedani.com]
آیت الله مکارم شیرازی:
اولاً: روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایام مخصوص در کتب معتبر نداریم.
ثانیاً: بر فرض چنین چیزی باشد که نیست مخالف کتاب و سنت است و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست همچنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر
ثالثاً: تولی و تبری راه های صحیحی دارند نه این راه های خلاف.
آیت الله بهجت:
تقیه از اوجب واجبات است.و محافظه کاری کامل در مواردی که معرضیت احتمالی خلاف تقیه دارد لازم می باشد. مخصصی برای دلیل معصیت نیست و توسعه در امهال توبه محتمل است.
آیت الله تبریزی:
سوال: معمولا در مراسم عیدالزهرا ( علیها السلام ) کف زدن، پایکوبی، رقص … و حتی اموری که جمیع فقهاء صریحاً فتوی به حرمتش دارند را مستند به حدیث رفع القلم می دانند. آیا این حدیث سنداً صحیح است؟ و اگر بالفرض روایت صحیحه باشد معنای حدیث چیست؟ و از آن چه برداشتی می شود؟
جواب
باسمه تعالی؛ روایت مزبور صحیح نیست و فرقی بین ایام نیست و معصیت، معصیت است. والله العالم.[ سایت معظم له: http:farsi.tabrizi.org/istifta- سوال شماره 2108]
آیت الله فاضل لنکرانی
سوال
بعضی از مردم در روز نهم ربیع الاول به اجام قبائح و منکرات می پردازند و اعتماد دارند که گناهی به خاطر انجام اینگونه اعمال برای آن ها ثبت نخواهد شد! از آن جا که این افراد برای انجام این اعمال تمسک به روایتی معروف به « رفع القلم » می کنند، آیا این روایت صحیح می باشد؟ و حکم انجام این گونه اعمال که در نظر اول موجب وهن مذهب شیعه می شود و در نگاه دوم نیز باعث تفرقه میان مسلمین و کافر نامیدن شیعیان خواهد شد، چیست؟
جواب
حدیث رفع القلم صحیح نیست، بلکه هر مسلمانی موظف به انجام واجبات دینی بوده و فرقی در ایام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالی که موجب تفرقه مسلمین یا وهن شیعه شود جایز نیست[سایت معظم له: www.fazel@lankarani.com]
تایپ دستی و تلخصی از مقاله ابولولو از عباسعلی مشکانی سبزواری، مجله تاریخ اسلام شماره 41 - 42 (آدرس مراجعه :http://www.bou.ac.ir
[1]- هفته نامه عملی – فرهنگی بصیر (حوزه) سال چهاردهم، شماره اول، مسلسل 323، ص6
سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال آورده است: « زمان رحلت مولای ما امام حسن عسکری ( علیه السلام ) چنان که بعضی از بزرگان ذکر کرده اند در روز هشتم ربیع الاول رخ داده است، آغاز ولایت و امامت حضرت مهدی ( عجّل الله فرجه ) بر امت، روز نهم ربیع الاول خواهد بود و شاید تعظیم این روز ( روز نهم ربیع الاول ) به لحاظ این مناسبت برتر و برای توجه به آن مولای بزرگ و کامل باشد. [اقبال الاعمال، ج 3،ص113

سلام برآفریدگاری که در ادبیات روح بخش و بی مثالش تفکر و پژوهش را ارج نهاد و بشر را به آن هدایت کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به منظور گسترش فرهنگ پژوهش در جامعه، روز 25 آذر
از سوی “شورای فرهنگ عمومی کشور” به نام روز پژوهش نامگذاری شد.
هفته ی پژوهش برتمامی پژوهشگران ومحققان مبارک




کربلا از ردپا پرشده است
نیزه آغشته به خون علی اصغرشده است
گوشه چشمان رباب،اشک ها جمع شده است
کفش جامانده ی سکنه زیرپا له شده است
بدن طفلی،ازسختی راه، تاول زده است
چشمه بادیدن لب های حسین(علیه السلام)کم شده است
آسمان بادیدن غم های زمین،ترشده است
روز ازشدت خشم،شب شده است
آن طرف تر،نخلی ازشدت غم،خم شده است
نیزه مدت هاست بی رحم شده است
صحنه ای دردناک است
جنس دل ها همه ازسنگ شده است
به قلم خودم

سلام نام من چادر است ..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است …روزگارم بد است و از همه شما..دلگيرم … شما از من که ميراث خانمي پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکرديد ، هيچ وقت يادم نميرود … از کوچه تا بين در و ديوار هميشه همراهش بودم وقتي زمين خورد ، خاکي شدم … وقتي سيلي خورد ، در صورتش بودم ، وقتي بين در و ديوار محسنش سقط شد ، خوني شدم … خوب ميدانم چه دردي کشيد تا من را براي شما به ارث گذارد… و شما با من چه کرديد ؟؟؟ شما کار را به جايي رسانديد که ميخواهند مرا با زور و بگير و ببند به ديگران غالب کنند و من خوب ميدانم چرا کارم به اينجا کشيده شده … از شماست که برماست شنيدم که ميگفتيد اگر ميخواهي کسي را خراب کني از او بد دفاع کن و شما با من همين کار را کرديد ! اگر شمايي که خود را وارثان من ميدانيد درست رفتار ميکرديد و حرمتم را حفظ ميکرديد وضعيت من اينگونه نبود … عده اي مرا تبديل به استتاري براي گناهانتان کرديد تا بگويند فلاني زير چادر هر کاري ميکند و باعث شديد قداستم کمرنگ شود … مرا وسيله تکبر و فخر فروشي و خود برتر بيني کرديد … مرا تبديل به شنلي کرديد تا در ميان سياهي من ، رنگي بودن کفش و جوراب ها و مانتوهاي رنگارنگتان بيشتر جلوه کند … عده اي مرا به تمسخر گرفتيد و از ميان من دست هاي عريان و موهايتان را بيرون گذاشتيد … مرا به هر جايي برديد … از شانه به شانه ي نامحرم در تاکسي و دانشگاه و ميان پسر ها تا کافي شاپ و محيط هاي فاسدتر … هنر پيشه هايتان مرا فقط براي فيلم بازي کردن خواستند و شما هم با من فيلم بازي کرديد تا در نقش دختري معصوم باشيد … به سياهي رنگم ايراد گرفتند … و شما سعي کرديد مرا عوض کنيد !!! عده اي از شما به من مدل داديد ، تقصير خودتان را گردن من انداختيد و شکل مرا عوض کرديد تا مثلا محبوب تر شوم … مرا تبديل به مانتوهاي براق و لبناني و ملي و اندامي کرديد … شما به ميراث فرهنگيتان دست نميزنيد و آن را تغيير نميدهيد اما در من که ميراثي گرانبهاتر بودم دست برديد و هويتم را از من گرفتيد … به من خيانت کرديد و من را که قرار بود جلوي زينت ها را بگيرم تبديل به زينت کرديد ، از زير من روسري هاي رنگارنگ بيرون زديد و يادتان رفت براي چه چيز آمده ام و اگر قرار بود زيبا باشم زيبا به شما ميرسيدم … شکايت شما را خواهم کرد … به شما توصيه ميکنم به جاي عوض کردن و مدل دادن به من خودتان را عوض کنيد ، به جاي اينکه مرا به شوي لباس بکشانيد نگاهي به خودتان بيندازيد شايد ايراد از خودتان باشد …
محرم ماه بالیدن است نه نالیدن
بساطش آموزه است نه موزه
تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن
نماد شعور مذهب است تا شور مذهب
منتظران مهدی به هوش باشند که حسین را منتظرانش کشتند.
if gte mso 9]>
-family: "Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family: "Times New Roman";" lang="FA">محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد …

if gte mso 9]>
بالله نمي روم بر بيگانگان به عجز
تا هستم آشناي تو يا ثامن الحجج
بر در دوست به اميد پناه آمده ايم
همره خيل غم و حسرت و آه آمدهايم
چون نديديم پناهى به همه مُلک جهان
لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ايم
امروز که سر بر حرمت مي آيم
انگار تمام عشق کامل شده است
اي ضامن آهو ! به غريبي سوگند
دل کندن از اين ضريح مشکل شده است

if gte mso 9]>
text-align: left; line-height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;">
از مهمانسرای حضرت ؛ سهم شام ِ کفشداری ِ ما رو آوردن ؛ دوستانم شامشونو خوردن ولی من چون نذر داشتم با شکم گرسنه شامِ داغِ حاضر آماده رو گرفتم دستم و رفتم توی صحن تا بدم به یکی از زایرین که محتاج تر و مستحق تر باشه . . . معمولا هروقت غذا به دست و با لباس خدمت به صحن می رفتم همه میریختن اطرافم که یه تکه از اونو به عنوان تبرک با خودشون ببرن و همیشه غوغایی به پا می شد اما این دفعه هیچکس به طرف من نیومد ! نه ازدحامی نه درخواستی؛ یعنی چه؟ چرا ایندفعه اینجوریه؟چشمم افتاد به یه پیرزن خمیده قامت با یه چادر کهنه ؛ گفتم : خودشه ؛ باید شامو به او بدم و نذرمو ادا کنم اما تا اومدم اقدام کنم با بی اعتنایی از کنارم رد شد و من مثل آدمهای حیرون تا به خودم اومدم دیدم چند متر با من فاصله گرفته و پشت به من داره به راهش ادامه میده و من هم هیچ انگیزه ای ندارم که به طرفش برم!؟ این وضعیت عادی نیست . من بارها اینکارو انجام دادم امشب هیچ اقبال و استقبالی نیست ! تاحالا این وضعو ندیده بودم . دلم گرفت شایدم یه کمی بارونی شدم . . . یا امام رضا ! نکنه از دست من ناراحتین و اصلا دوست ندارین که به درگاهتون عرض حاجت کنم ؟ واینها هم علامتهاشن؟ احساس غربت ؛ محرومیت و تنهایی بدجوری داشت اذیتم می کرد و این فکر که ببینم چه کار کردم که حضرت از این خادم خودشون دلگیر شدن . . . .
توی همین احوال یکدفعه چشمم افتاد به مردی شیک پوش با کت و شلوار اطو کشیده و مرتب که دستِ بچة 9-10 ساله اش رو گرفته بود و داشت از حرم خارج می شد و به صحن میومد ؛ بچه هم لباس مرتبی به تن داشت و سفت و سخت دست بابا رو چسبیده بود . با دیدن اونها بطور عجیب و غریبی حالم دگرگون شد و مثل دفعه های قبل که نذر میکردم اون احساس گرمی و شوق رو به شدت در خودم حس کردم ؛ دیگه از اون غربت و بی اعتناییِ آزاردهنده اثری نبود . . . مثل آهن و آهنربا دارم به طرف این پدر و پسر کشیده می شم بدون اینکه بفهمم چرا؟ به طرفشون راه افتادم ولی اینکار هیچ منطقی نداره ؛ ایناکه مستحق نیستن ! احتمالا توی بهترین هتلهای مشهد اتاق دارن و یه شام مفصل هم انتظارشونو میکشه ؛ اونوقت من شام نذریِ حضرت رو بدم به اینها؟ نه اینها مستحق نیستند . یکدفعه با این افکار به خودم اومدم و دوباره سرِ جام میخکوب شدم . . . ولی انگار مقاومت بی فایدس! بی اختیار و خارج از هر محاسبه و منطقی دارم به طرفشون جذب می شم و دست خودم نیست . . . بالاخره چند ثانیه بعد دلمو زدم به دریا و راه افتادم و در حالیکه ظرف یکبار مصرف شام روی دستهام بود با احترام بهشون تعارف کردم وگفتم : سلام ! این شامِ حضرت رضا ع است و منهم از خادمین حرم هستم این مال شماست !!! حالا خودم هم نمیدونم چرا دارم این کارو انجام میدم . . .
مرد شیک پوش با تعجب و بُهت ؛ مدتی به ظرف شام خیره شد و یه دفعه خون دوید توی صورتش ؛ پسرش با خوشحالی گفت : بابا شام ! و پدر بی اختیار زد زیر گریه !! . . . من مات و مبهوت با نگرانی پرسیدم : چی شده ؟ شما رو ناراحت کردم؟ پدر در حالیکه اشکهاشو از روی صورتش پاک می کرد گفت : خیر آقا ؛ ما از شما خیلی هم متشکریم ! گریه من به خاطر کرامتی است که هم اکنون از این امام بزرگوار دیدم . . . و چون نمی تونست درست صحبت کنه با سختی کلمات رو ادا کرد و دیگه گریه امانش نداد . . . چند لحظه به همین ترتیب گذشت ؛ وقتی آرومتر شد گفت : همین الان که توی حرم بودیم داشتیم ضریحو طواف میکردیم که ناگهان دیدم پسرم وسط آن شلوغی و ازدحام خم شد و چیزی از روی زمین برداشت و به دهن گذاشت و خورد . گفتم : چه کار کردی؟ این چی بود که خوردی؟ گفت : یه دونه نخودچی روی زمین افتاده بود برداشتم خوردم . من با عصبانیت دستشو کشیدم و گفتم : چرا اینکارو کردی؟ مگه تو نمی دونی که زمینِ اینجا زیر پای اینهمه زایر از شهرهای مختلف ؛ کثیف می شه و حتما اون نخودچی هم به پای اونا خورده و کثیف شده ؛ اونوقت تو اونو می ذاری توی دهنت و می خوری؟ حساب نمی کنی که هزارتا مرض می گیری؟ پسرم در حالیکه ترسیده بود بغض کرد و گفت : آخه پدر یه عالمه وقته که اینجا هستیم و من گرسنه ام ؛ شما هم که به هتل نمی رین تا شام بخوریم ؛ من خسته شدم . . .
با عصبانیت گفتم : گرسنه ای؟ به ایشان بگو گرسنه ای! . . . و اشاره کردم به ضریح حضرت رضا ع ؛ راستش خودم هم نفهمیدم که چرا در اون لحظه چنین حرفی زدم؟ و پسرم بلافاصله رو به ضریح گفت : ای امام رضا من گرسنه ام ! . . . وقتی او با صدای بلند رو به ضریح اظهار گرسنگی کرد از کار خودم خجالت کشیدم و در دلم از امام ع عذرخواهی کردم و از بقیه اعمالی که در حرم داشتم منصرف شدم تا با پسرم به هتل بریم و به او شام بدم . از حرم خارج شدیم که شما رو در صحن دیدم و این شامِ تعارفی حضرت رضا رو . . . حالا نمیدونم حال خودمو چطوری براتون توصیف کنم . ای کاش به پسرم می گفتم چیز دیگری از حضرت بخواد ؛ و مجددا زد زیر گریه . . .
آقای « ا.آ» ادامه داد : در حالیکه خودم هم گریه میکردم با خوشحالی شام رو به اون پسر دادم و از اینکه حضرت منو پذیرفتند احساس سرافرازی و سربلندی کردم و البته مشکل بنده نیز به سرعت گره گشایی شد .

روي نديده ات قسم چشمان عاشقم در پي واژه اي مي گردند تا نامت را صدا كنند … اما چه كند واژه ها و چه بي معناست هر واژه اي در برابر معناي وجودت … از مهرباني « م » مي چينم … از هدايت « ه » را … از دادگري « د » را … و از يوسف گمگشته « ي » را … و گاهي كه دلم به اندازه ي تمام غروب ها مي گيرد … و من از تراكم سياه ابرها مي ترسم … و هيچ كس مهربانتر از تو نيست صدا مي زنم … كجاست آن يوسف گمگشته مهرباني كه چراغ هدايت به دست در زمين دادگري كند ؟ كجاست مهـدي … ؟ مرا در ياب … در انتظارت هستم و خواهم بود … بيا … بيا … مهديا دل شكسته ام را به تو مي سپارم … دلدارم تو باش « به اميد روز ظهور » منبع : هفته نامه صبح صادق پر از عطشم، مرا تو دريايي کن تو بيا تا ز پرتو رويت، شب تاريك سحر گردد، ورنه اي مِهرِ تابان ، بي تو هر لحظه تيره تر گردد. من در اين غار خسته و دلتنگ، انتظار تو را ستاره كنم، در اين شب تار وحشت زا، لحظه هاي تو را شماره كنم. اگر بيايي ستاره هاي سحر، در نگاه تو رنگ مي بازند. گر بيايي كبوتران اميد، لانه ها را دوباره مي سازند. دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم دردآلود و دردزاست، سراسر درد و اندوه است و آينده اي كه در برابر ديدگانمان ترسيم مي شود: تاريك ، ابهام آميز و يأس آور است .
![]()
سرشار از احساس و تماشايي کن
هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
اي خوب بيا دوباره آقايي کن
ای که هردم دم زمولا میزنی
پس چرا وقت عمل جا میزنی
ای که گویی در پناه مهدی ام
مستحق یک نگاه مهدی ام
نام مهدی ،جان من، بازیچه نیست عاشق مهدی خدا داند کیست
ای که اظهار ارادت میکنی در خفا صدها جنایت میکنی
عاشق مهدی نمودار وفاست قاب او آیینه مهر صفاست
ذکر یا مهدی زهر ذکری نکوست
دوستی با او جواز آبروست
ما نه اندر عشقبازی جاهلیم ما برای عشق حرمت قائلیم
هرکسی چشم انتظار مهدی است بی تکلف ریزه خوار مهدی است

امده بود پیش شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی ومیگفت:سه تا قفل توی زندگیام هست وسه تا کلید میخواهم از شما:
اول این که میخواهم یک ازدواج خوب وسالم داشته باشم.
دوم این که دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
سوم این که دوست دارم عاقبت به خیر شوم
شیخ فرمودند: برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نماز اول وقت بخوان ، برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت
بخوان. جوان متحیر گفت :سه قفل با یک کلید فرمودند:نماز اول وقت شاه کلید است.
ماهنامه خانه خوبان
خمپاره پاره های دلم را نشان گرفت
آتش به خانه دلپیر وجوان گرفت
خمپاره سمت صحن حرم رفت وناگهان
خورشید شعله ور شد ودر آسمان گرفت
زینب چه قدر کرب وبلا پیش چشم داشت
تا در دمشق قافیه عشق جان گرفت
باید زبان گشود بخوان خطبه ای شگرف
روشنگر ان چنان که تمام جهان گرفت
ان خطبه ای که شام سرافکنده میشنید
ان خطبهای که رونق گردن کشان گرفت
خمپاره را کدام یزید به عشق زد؟
این فتنه از ابوسفیان گرفت؟
ای آبرو هرچه کلام وزن وادب
پیشت قلم خجل شد ولکنت زبان گرفت
قلبم فشرده تر شدو روحم شکسته تر
شاید خدا نخواست بمیرم اذان گرفت
باران غم ،دعای سحر،تا نماز صبح
تنها برای از توسرودن زمان گرفت
عباس ها حریم تورا حفظ میکنند
خمپاره گرچه صحن حرم را نشان گرفت
(نغمه مستشار نظامی) ماهنامه خانه خوبان
دل من گم شد اگر پیدا شد بسپارید امانات رضا
واگراز تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا
از رضا خواسته ام تا شاید بگذارد که غلامش بشوم
هه گفتند محال است اما دل خوشم من به محالات رضا
روز ولایت عهدی امام رضا (ع) وحلول ماه رمضان بر همگان مبارک
بار دیگر رمضان،ماه انس دوستان خدا از راه رسید وغریو شادی وهمهمه عاشقان به آسمان برخاست ومژده اسارت شیطان وهوای نفس در همه جا پچید. آری آمد اآن ماهی که انتظارش بودیم،ماهی که جان را طرواتی دوباره میبخشد وروان آدمی را زنگار از چهره میشوید. ماه مبارک برهمگان مبارک
به فرشته ها فرمود: (خذوه فغلوه، ثم الحجیم صلوه: بگیریدش ، او را به غل وزنجیر بکشید و در آتش بیافکنید) وقتی خواستید اورا بگیرند، به خدا گفت (خواهش میکنم جلوی خانواده ودوستانم آبرویم را نریز.دست کم بگو مرا از راهی ببرند که کسی مرا نبیند) فرمود( تو در دنیا چقدر به فکر آبروی من بودی؟ ان گاه که فرشته ات پیوسته اعمال زشت تو را به گزارش میداد و میگفت جانشینت گناه کرد……..)
منبع :مجله خانه خوبان. محمد مینی
حضرت موسی (ع) را خدای تعالی فرمود: ای موسی از ابلیس رمز ورازی خواه. این سخن به یاد موسی (ع)بود تا اینکه ابلیس را دید واورا گفت: خدای تعالی مرا فرمود تا از تو رمزی را طلب کنم آن را به من باز گو. ابلیس به او گفت : ای موسی دایم این سخن یاد دار که (من) نگویی تا چون من نگردی.
منبع منطق الطیر
مصیبت هتک حرمت بار گاه ملکوتی صحابه گرانقدر پیامبر عظیم الشان اسلام ، حضرت حجر بن عدی علیه السلام توسط فرقه کوردل وضاله وهابیت که با حمایت صهیونیسم بین الملل صورت گرفته را به شدت محکوم کرده واعلام میداریم ارتکاب این جنایت قبیح و شنیع هیچ گونه تاثیری در حرکت رو به جلوی اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه وآله وسلم ) ومحور مقاومت نخواهد داشت.
سرکار خانم کوثر فاضلی مفتخریم که از سر کار عالی به جهت کسب رتبه اول کشوری مسابقات قران کریم در رشته نسیم قران ( ترجمه ومفاهیم ) قدر دانی ویژه ای کرده واز بارگاه حضرت حق بهترین نعمات الهی را برایتان آرزو می نماییم.
روزی فقیری با ثروتمندی دعوایش شد صدای انها بالا رفت ویک باره ثروتمند بر صورت فقیر سیلی زد مرد فقیر که اصلا حاضر نبود زیر بار زور گویی مرد ثروتمندبرود شکایت به نزد قاضی برد
قاضی به شکایت هردو گوش کرد وحکم داد که مرد ثروتمند کاسه ای برنج به عنوان خسارت به مرد فقیر همین حال مرد فقیر به طرف قاضی رفت وسیلی محکمی بر صورت قاضی زد.
قاضی فریاد زد . مگر دیوانه ای چه بلای سرت امده فقیر پاسخ داد طوری نشده فقط دلم میخواست این کارر را انجام بدهم من از کاسه برنج ام گذاشتم میتوانید خودتان ان را بردارید.
برخی می گویند: خدا بزرگتر ومهربانتر از آن است که به خاطر چند تا ر مو که بیرون از روسری مانده کسی را مجازات کند.
اصلا بیرون افتادن چند تار مو به کجا ضرر میزند؟
پاسخ: انسان به طور طبیعی تمایل به جلوه گری وخود نمایی دارد واین خود نمایی وآشکارکردن خویشتن ، در هیچ حد ومرزی متوقف نمی شود . خواسته های هوس بیشمار وهمیشگی وحداکثری اند ونفس انسان با قناعت بیگانه است. پس بحث سر چند تار مو نیست،مقصود این است که با جایز شمردن نمایش چند تار مو یا خوردن چند قطره شراب حرام ، زمینه برای خود نمایی بیشتر وبرای گناه وبد حجابی وسوء استفاده نفس فراهم می شود.
منبع :کتابچه معاونت فرهنگی سازمان اوقاف وامور خیریه
سوالی دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال وماه هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو سر راهت در انتظارم
برای تعجیل در فرجش در این لحظات عزیز صلوات
فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
باطنت هست پسندیده صاحب نظری خانه ات لایق اوهست که مهمان گردد
لقمه ات در خور او است که نزدش ببری
پول بی شبهه وسالم زهمه داراییت داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری
حاضری گوشی همراه تو را چک بکند با چنین شرط که در حافظه دستی نبری
واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران میتوان گفت تورا شیعه اثنی عشری
منبع : مجله خانه خوبان
شیطانی به شیطان دیگر گفت: به ان مرد مقدس متواضع نگاه کن که در جاده راه میرود در این فکرم که به سراغش بروم وروحش رادر اختیار گیرم.
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد تنها به چیزهای مقدس میاندیشد.
اما شیطان به همان روش مشتاق ومتعصب همیشگی اش خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل در آورد ودر برابر مرد ظاهر شد گفت: آمده ام به تو کمک کنم.
مرد مقدس گفت: باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی .من در زندگی کاری نکرده ام که سزاور توجه یک فرشته باشم.
وبه راه خود ادامه داد بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است.
منبع:ماهنامه فرهنگی اجتماعی آشنا
پیامبر اکرم فرمودند: هرکس حلول ماه ربیع رابه دیگران مژده دهد، من بهشت را به او مژده خواهم داد. حلول ماه ربیع مبارک
عنوان: فتنه وهابیت
استادراهنما: حجت السلام آقای عبا الحسین غبیشاوی
استاد داور: حجت السلام آقای آغاجری
پژوهشگر:راضیه گلستانی
چکیده
مکتب مترقی وجاودانه اسلام به عنوان آخرین وکاملترین مکاتب الهی از سوی پروردگار متعال برای هدایت وسعادت مردم توسط رسول گرامی بنیان نهاده شد تا سلسله بشریت با سرمشق والگو دادن آن از چشمه سار معرفت وکوثر زلال آن به سعادت ابدی وکمال سرمدی دست یابد.
اما متاسفانه در طول حیات پربار اسلام اجانب ودشمنان اسلام توانستند با تراشیدن عالمان واندیشمندان هواپرست اسلام ناب محمدی را تفسیر به رای نموده وعقاید نظرات وشبهات خاص وبیمار گونه رادر جوامع اسلامی به عنوان احکام اسلام ومقررات دینی تزریق نموده وبه سود خود وتضعیف وچند دستگی امت اسلامی گامهای مخربی بردارند.
از جمله این افراد محمد ابن عبد الوهاب است که با پیروی از اندشه های مسوم وبی احساس ابن تمیمه توانست آیینی سراسر خرافی و بی ارزش به نام وهابیت را بنیان نهد آیینی که با تمام مبانی وپایه های اسلام ناب محمدی تباین داشته ومنشاءآفات ومصایب فراوانی در جهان اسلام بوده است .
وهابیان که خاستگاهشان سرزمین نجد است، اصحاب لغزشها وفتنه ها هستند .وهابیان به دلایل واهی همه مسلمانان را از زمره باورداران توحید وخارج کرده وتنها خود را یکتا پرست میخوانند.آنان همانندخوارج دوران نخستین اسلام که با تنگ نظری وظاهر بینی هرگونه اندیشه ای را که مخالف آرای شان باشد، بر خلاف دین دانسته وپیروان دیدگاههای مخالف رای ونظر خواهی را مشرک وکافر میخوانند.
دراین پایان نامه به فتنه انگیزی ونقش تخریبی وهابیت در دین اسلام پرداخته شده است.فتنه انگیزی وتفرقه افکنی که وهابیان از آغاز شکل گیری در بین مسلمین بوجود آوردند وانحرافاتی که در عقاید مسلمانان بوجودآوردند،جنایاتی که در طول تاریخ مرتکب شدند ودشمنی های انها با شیعیان در این پایان نامه مورد بررسی قرار گرفته است.
برای دریافت اصل پایان نامه به کتابخانه مدرسه علمیه الزهراء(علیها االسلام) مراجعه شود.
نمی توان با تقدیر وسرنوشت به مبارزه پرداخت وهرچه قسمت باشد همان میشود،این نوع قضاوت وبرداشت عذر وبهانه ای بیش نیست. کسانی که این نظر رادارند میخواهندبه این وسیله با ساده اندیشی تمام تقصیرها را بر گردن تقدیر وسرنوشت بیندازند در صورتی که این گونه نیست ،هر کس اراده کند وتصمیم بگیرد می توتند موفق شود این گونه نظریات ترمز موتور ذهن است.
منبع:ماهنامه فرهنگی ، اجتماعی آشنا
الماس همان کربن است که تحت فشار وشرایط سخت تغییر کرده، تحمل فشارهای زندگی انسان را ارزشمند میکند.
المپیاد علمی مدرسه علمی الزهراء(علیها السلام) امروز پنج شنبه مورخ 91/9/23با حضور 28 نفر از طلاب مدرسه برگزار شد.

در اردوی زیارتی معنوی 40 نفر از طلاب واساتید زائر ضریح حرم سفینه النجاه در دار خوین از توبع شهرستان شادگان شدند
همزمان با پیچیدن عطر بوی سیب وتشرف حرم حسینی (علیه السلام)در استان خوزستان 40 نفر از طلاب واساتید الزهرا(علیه السلام) به همراهی کادر اداری مدرسه برای زیارت این ضریح مقدس با شعار لبیک یا حسین راهی دار خوین از شهرستان شادگان شدند.
بعد از 14 ساعت انتظار بلاخره کاروان سفینه النجاه حسینی (علیه السلام) رادر میان اشک وناله در آغوش گرفتند. وبرای تعجیل در فرج وظهور منتقم خون خدا دعا کردند.

غم مخور، ایام هجران رو به پایان میرود
این خماری از سر ما می گساران میرود
پرده رااز روی ماه خویش بالا میزند
غمزده را سر می دهد غم از دل وجان میرود
بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود
زاغ با صد شرمساری از گلستان میرود
محفل از نور رخ او ، نورا فشان میشود
هرچه غیر از ذکر یار ،از یاد رندان میرود
ابرها ،از نور خورشید رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان میرود
وعده دیار نزدیک است یاران مژده باد
روز وصلش میرسد، ایام هجران میرود
یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند ، یک اسکناس را از جیبش بیرون آورد و پرسید چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت .سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. وسپس در برابر نگاه های متعجب ، اسکناس را مچاله کرد وباز پرسید :چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
وباز دست های حاضرین بالا رفت این مرد اسکناس مچاله را به زمین انداخت وچند بار آن را لگد مال کرد وبا کفش خود آن را روی زمین کشید . بعد اسکناس را برداشت وپرسید :خوب حالا چه کسی حاضراست صاحب این اسکناس شود؟ وباز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت:دوستان ،با این بلاهایی که من سر این اسکناس آوردم،از ارزش اسکناس چیزی کم نشد وهمه شما خواهان ان هستید.
وادامه داد: در زندگی واقعی هم همینطور است ، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبه رو می شویم ،خم میشویم خاک آلود می شویم واحساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم ولی این گونه نیست وصرف نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم وهنوز هم برای افرادی که دوست مان دارند ،آدم پر ارزشی هستیم.
منبع: ماهنامه فرهنگی ، اجتماعی آشنا
علی (علیه السلام) ظلم ستیز بود وبا ظلم وظالم در هر سطح و با هر کیفیتی می جنگید. راه او ، راه ما وکسانی است که ادعای پیروی از امیر المومنین دارند.
شیعه خوب کسی است که حضور امام زمان را حس کند وخود رادر حضور او احساس نماید. این ، به انسان امید ونشاط می بخشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله): خداوند متعال چهار چیز را در چهار چیز قرار داده است:1- برکت علم را در تعظیم استاد
2- باقی ماندن ایمان را در تعظیم خداوند متعال 3- لذت زندگی را در نیکی به پدر ومادر 4- نجات از آتش را در اذیت نکردن مردم
منبع:ارزشهای اخلاقی - محمود اکبری
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) میفرماید:
چهار گناه بدتر از خود گناه است محسوب می شوند:1- کوچک شمردن گناه 2- افتخار به گناه 3- شا دشدن به گناه 4- اصرار بر گناه
گفته اند: یکی از علما شاگردی داشت.روزی شاگرد وارد شد در حلی که به جهت تب یا سردرد سرخود را را
با دستمالی بسته بود. استاد گفت :چرا سرت را بسته ای؟شاگرد جواب داد:دیشب تب کردم .استاد گفتکسبحان الله در طول عمر خود در نعمت وعافیت خدای متعال بودی وسپاسنامه ای بر سرت نبستی وحال به خاطر تب یک روزه،شکایت نامه بر سر خود بسته ای؟
ازم خواست یه روز بهش مرخصی بدم. منم گفتم برو. وقتی شب برگشت ،حسابی می لنگید اول فکر کردم تصادف کرده ولی هر چه ازش پرسیدم ،نگفت چی شده. بالاخره بعد از کلی اصرار گفت: « پا برهنه روی لوله های نفت راه رفتم ؟گفتم «تو این آفتاب داغ؟ مگه زده به سرت؟
گفت: این چند وقت خیلی از خودم غافل بودم باید این کار رو میکردم تا یادم بیاد چه آتیشی منتظرمه؟ گفتم «تو وآتیش جهنم؟ تو که جز خدمت کار ی نمیکنی؟گفت:«تواین طور فکر میکنی، ولی من خیلی گناه دارم. بعضی از اشاره ها یا بعضی سکوت های نا به جا…اینا همه گناهان کوچیکی هستن که چون تکرار می کنیم برامون عادی میشه.واسه همین دائم باید حواسمون جمع باشه.
شهیده مریم فرهانیان
تولد:1342
شهادت:1363
علت شهادت: شلیک خمپاره رژیم بعث عراق
برگرفته از :پیک افتخار
مهدیا چرا سر سپار راه تو واز پی ردّ پایت نباشم
که تو راز ورمز آرامش وآسایش بشری؟
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم
بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ
وگر نه تا به ابد شرمسار خود باشم
مهدیا: توآنی که توفیق همگانی
بیمنک رزق الوری وبوجودک ثبتت الارض والسما
به یمن حضور تو ، همه روز ی دارند وبه برکت وجود تو،
زمین و آسمان پایدار است.
مهدیا: تو که نیامده چنینی ، بیایی چونی؟
مرا روی تو بی قیدم نموده کمند زلف تو صیدم نموده
برگرفته از کتاب زمزهای انتظار، محمد هادی فلاح
نمار اول وقت
ب گمان نماز ،ذكر جامع الهي وارتباط قلبي انسان با خدا است ياد ونام خدا با اسما الحسني واسم اعظم حق در نماز تجلي وحضور مييابد وحيات طيبه انسان در پرتو نورانيت آن فروغي ديگر مي يابد، زيرا نماز هديه مومن به سوي پروردگار است واقامه ان عامل نزديك شدن مومنين به ذات ربوبي است .چنانچه امام جعفر صادق (ع) مواظبت از نماز ونماز اول وقت را عامل اصلي آزمايش شيعيان وان را دستور خاص از سوي پروردگار ميداند.در روايتي نقل شده است كه حضرت عزرائيل عليه السلام فرمدود: هر كس را برنماز اول وقت مواظبت كند، من خودم هنگام مرگ شهادتين را بر زبانش جاري مي سازم وشيطان را از او دور ميكنم .
منبع:ماهنامه تبليغي، فرهنگي شماره دهم
براي خضوع قلب در نماز بايد:
الف) در خارج از نماز گناه نكنيم.
ب) در هنگام نماز حصاري دور خود بكشيم تا غير خدا داخل نشود.
ج) علم وعمل ما از هم جلو نرود.
منبع: فصل نامه فرهنگ هدي شماره 22
روز ي مردي نابينايي روي پله هاي ساختماني نشسته وكلاه وتابلويي رادر كنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده مي شد: من نابينا هستم لطفا كمك كنيد. روزنامه نگار خلاقي از كنار او مي گذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت وبدون اينكه از مرد نابينا اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت آن را بر گرداند واعلان ديگري روي آن نوشت وتابلو را كنار پاي او گذاشت وآنجا را ترك كرد. عصر انروز روزنامه نگاربه آن محل بر گشت و متوجه شد كه كلاه مرد نابينا پراز سكه واسكناس شده بود مرد نابينا از صداي قدمها ي خبر نگار او را شناخت وخواست اگر او همان كسي است كه تابلو را نوشته بگويد كه برروي ان چه نوشته است؟روز نامه نگار جواب داد:چيز خاص ومهمي نبود ، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم ولبخندي زد وبه راه خود ادامه داد. مردنابينا هيچوقت ندانست كه او چه نوشته . ولي روي تابلو خوانده مي شد: امروز بهار است ،ولي من نميتوانم آنرا ببينم؟
وقتي كارتان رانميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زند گي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان ازدل ،فكر، هوش وروحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است ، لبخند بزنيد.
منبع: مجله آشنا شماره 173
1- به بهبود تنفس،درمان وپيشگيري از آسم كمك ميكند
2-به افزايش هوش، پيشگيري ودرمان آلزايمر كمك ميكند
3- كلسترول خون را كاهش مي دهد
4- با سرطان مبارزه مي كند
5- دستگاه گوارش را تقويت مي كند
6- باعث مي شود ديرتر گرسنه شويد
7- موجب افزايش انرژي بدن مي شود
8- به درمان آنمي (كم خوني) كمك مي كند
9- كاهش خطر حملات قلبي را به دنبال دارد
10- به بهبود ديابت كمك مي كند
11-باعث افزايش بينايي ميشود
منبع :مجله آشنا شماره 173
درباره آيين زندگي هركس به گونه اي سخن بر زبان رانده است وقلم بر كاغذ نشانده ،ما نيز به رايانه اي وبه گونه اي كه خواهيم خواند، اين آيين دوست داشتني را قلمي كرده ايم والبته چشم به راه رهنمود هاي سبزتان نشسته ايم.اميد است كه پسند و رهنمودهاي شما شود ارمغان ما.
1- در زندگي ومعاشرت با ديگران ،نرم افزار باشيم،نه سخت افزار
2- هيچ گاه قفل سي دي قلب مردم را نشكنيم كه «تا تواني داي به دست آور ،دل شكستن هنر نمي باشد».
3-چنانچه در كاري شكست خورديم ،آن را «shut Down نكنيم ، بلكه آن را Restart كنيم.
4- براي مانيتور زندگي مان،بك گراند سبز يا ابي را در نظر بگيريم،نه سياه يا دودي
5-براي سيستم قلبمان از مانيتورهاي تخت وصاف(Fiat ) استفاده كنيم.
6-روي كليد هاي عيب كيبورد خودمان انگشت بگذاريم، نه روي كليدهاي عيب كيبورد ديگران.
7-براي فايل هاي اسرار زندگي مان ،پسورد بگذاريم وآن را مخفي كنيم.
8- براي باغ زندگي مردم ،ويندوز باشيم ؛ نه داس
9-به ديگران اجازه ندهيم در« سي دي رام »زندگي مان هر نوع «سي دي» را كه بخواهند قرار دهند.
10-براي حل اختلافات زنا شويي روي گزينه «گذشت وايثار» دابل كليك كنيم.
منبع:پيام آشنا -عبد الرحيم موكهي.
روزي شيخ انصاري ف پس از پايان تدريس ، مثل هميشه به ديدار مادر پيرش رفت وبراي اينكه دلش را شاد كند، باب شوخي را باز كرد و گفت:« يادش به خير مادر ، يادت مي آيد آن وقت ها كه دوره مقدمات را مي گذارندم ، بچه نافرماني بودم . هر گاه از من مي خواستي كاري انجام دهم من دستورهاي شما را پس ازدرس ومباحثه انجام مي دادم ؟ ان گاه شما را پس از درس ومباحثه انجام ميدادم؟ان گاه شما عصباني مي شدي وبا ناراحتي ميگفتي:
واي بر من انگار نه انگار كه فرزندي دارم .اكنون نيز همين طور است وفرزندي نداري» مادر با خنده گفت:« بله اكنون نيز همين طور است . آن وقت ها به كارهاي منزل نمي رسيدي ومن را زير فشار قرار ميدادي واكنون نيز كه به جايي رسيده اي چنان در مصرف وجوهات شرعي احتياط ميكني كه ما زير فشار هستيم »
منبع زندگاني شيخ انصاري .ص 59
هنگامي كه به علامه طباطبايي خبر دادند شاه قصد دارد به ايشان دكتراي افتخاري فلسفه بدهد، علامه با عصبانيت فرمودك« به هيچ عنوان ازاين دستگاه ظلم چنين چيزي قبول نمي كنم » با اين حال افراد بسياري از ا جمله رييس دانشكده الهيات كوشيدند علامه طبا طبايي را به پذيرش اين عنوان وادار كنند وبارها به ايشان ياد آور شدند اگر شاه عصباني شود، وي به دردسر مي افتد ولي علامه بسيار قاطعانه فرمود:« از شاه هيچ گونه ترسي ندارم ودكترا را نمي پذيرم»
منبع: (درس زندگيف ص 53)
اوضاع عراق بسيار نا بسامان بود. از اين رو «آيت الله حكيم» براي اعتراض به وضع موجود وعملكرد رژيم بعث به بغداد رفت. مسلمانان وشيعيان عراق براي ديدن وي دسته دسته به بغداد مي آمدند. بنابرين رژيم بعث عراق براي كنترل وضعيت منزل ايشان را محاصره وهمه ي افرادي را كه به انجا مي آمدند، دستگير ميكرد. در نتيجه آيت الله حكيم به حالت قهر واعتراض به كوفه رفت وتا پايان عمر در ان شهر در انزوا وغربت به سر برد. اوضاع به گونه اي بود كه بسياري از نزديكان نيز مجبور به قطع رابطه با ايشان شدند. با اين حال حضرت امام خميني (ره) هر روز با شجاعت به ديدار ايشان ميرفت . رژيم بعث براي جلو گيري از اين حركت شجاعانه اي امام دستور دارد حاج مصطفي ،فرزند برومند امام خميني (ره) را دستگير كنند وبه زندان بغداد بفرستند.
پس از اين ماجرا افراد بسياري از امام خواستند در برابر اين اقدام رژيم بعث واكنشي نشان دهد ، ولي ايشان بردبارنه فرمود:« مبارزه ، اين سختي ها وتلخي ها را دارد. اگر مصطقي را هم بكشند ،من در مقابل اين موضوع صبر ميكنم و در خواست آزادي وي را نمي نمايم» اين در حالي بود كه يك هفته از دستگيري آقا مصطفي مي گذشت وكسي از حال او خبر ي نداشت.
منبع( برداشت هايي از سيره امام خميني ،ج 4 ، صص 155 و156 )
شخصي پرهزگار ومومن كنار دريا زندگي ميكرد، او بر اثر حمله پلنگ زخمي شده بود ، اما هيچ دارويي دردش را درمان نمي كرد. مدت ها بود كه بيمار ورنجور در گوشه اي به سر ميبرد وپيوسته خدا را شكر ميكرد..روزي يكي از دوستانش به او گفت : « با اين همه درد ورنج چرا شكر خدا ميكني ؟» مرد پرهيزگار گفت:« شكر من براي اين است كه گرفتار مصيبتم نه معصيت».
(گلستان)
كرامت وشرافتي بالاتر از اين متصور نمي شود كه خداوند متعال ولادت بزرگ ولي خود را در خانه امن خود قرار داده وبا دو معجزه ظاهر (شكاف خانه خدا - كعبه - در دو مرتبه براي ورود وخروج ان نور اعظم ) براي شناخت ومعرفت مردم نسبت به ولي خود همراه سازد وبدين وسيله اورا تاييد نمايد. چه رسد به اين كه ظهور معجزات ديگري همچون (رد الشمس،نازل شدن شمشير ذو الفقار ،نزول ملائكه براو فقدرت خيبري ؛نزول آيات بسيار در شان ايشان وبرهان وعلم او كه فرمود « سلوني قبل ان تفقدوني»( بپرسيد از من پيش از اين كه مرا دست بدهيد)و عدالت وقضاوت او،كلمات معجزهي آساي او وبالاي دست مهربان رسول اكرم صلي الله عليه وآله در روز غدير وتاييدات ايشان در خصوص او …..) همه وهمه دليل قاطع بر اين مطلب است كه :فقط او لياقت خلافت وامامت ووصايت وولايت بر مسلمانان جهان را بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله دارد ولاغير.
پس كور باد چشمي كه نور آن خورشيد حقيقي را نبيند.
بر قامت دلرباي حيدر (عليه السلام) صلوات بر نور دل وچشم پيمبر (صلي الله عليه وآله ) صلوات
***ترك معصيت در اعتقادات وعمليات ونماز اول وقت كافي ووافي است براي وصول به مقامات عاليه اگر چه هزار سال باشد
*** اگر سلاطين عالم ميدانستند كه انسان ممكن است در حال عبادت چه لذت هايي راببرد هيچ گاه دنبال اين مسائل مادي نميرفتند
*** معيار اصلي نماز است .اين نماز بالاترين ذكراست. شيرين ترين ذكر است برترين چيزاست. حال برخي به دنبال ذكرهاي ويژه اي ميگردند كه كسي نشنيده باشد
***اگر در همان الله اكبر شخص متوجه باشد كه دارد چه كار ميكند ديگر لازم نيست كه تا آخر نماز خيلي زحمت بكشد.
***ان مقدار از نماز كه دست خودتان است توجه كنيد بقيه نماز را خدا خودش درست ميكند.
«:ازسخنان گهربارعارف كامل حضرت آيت الله بهجت رحمه الله عليه»
*دلبستگي به خانواده حفظ وحراست از بستگان ورسيدگي به انان اهتمام به صله رحم استوار ساختن پيوند خويشاونديازسنت هاي نيكو واز اصول اساسي در فرهنگ اسلام است وپيامبر (ص) بر سنت واصل صله ي رحم بسيار پاي فشرده تاكيد فرموده است .امام علي (ع) نيز در اين زمينه پيشتاز بوده است،چنانكه خود در يكي از سخنانش به اين مطلب تصريح كرده است :« لن يسرع احد قبلي الي دعوه ي حق وصله يرحم ؛هيچ كس ،در پذيرش دعوت حق وصله ي رحم،چون من پيشتاز نبوده است»
*در سخني ديگر مي فرمايد: اي مردم بي گمان هيچ كس هر چند داراي ثروت فراوان ومكنت بي شمار باشد از خويشان وبستگان خود بي نياز نيست كه از وي با زبان ودست دفاع كنند.خويشاوندان بزرگ ترين گرو ه ازمردم هستند كه از انسان پشتيباني ميكنند وناراحتي اورا از بين ميبرند .هنگامي كه حادثه اي براي شخص پيش آيد آنها پر عاطفه ترين مردمند.
* حضرت در يكي از سخنان خود به توانگري از بستگان خويش درباره ي خويشاوندان ،سفارش ميكند:« فمن اتا الله ما لا فليصل به القرابه ولبحسن منه الضيافه؛ كسي كه خداوند به او توانگري داده ،بايد پيوند خويشاوندي را استوار سازد (صله رحم كند) واز ميهمانان به خوبي وشايستگي پذيرايي كند»
قال رسول الله صلي الله عليه وآله:« شمو ا النرجس ولو في اليوم مره ولو في الا سبوع مره ولو في الشهر مره ولو في الدهرمره…..»
گل نرگس را اگر چه روزي يك بار ،هفته اي يك بار،ماهي يك بار ويا در مدتي يك بار ببوييد….»
(مراقبه)به معناي خود را پاس داشتن ومراقب خود بودن و(محاسبه) به معناي رسيدگي به حساب خويش (حساب رسي9 است. از انجا كه ادمي پيوسته در معرض اشتباه وگناه قرار دارد، لازم است حريم حقيقت انساني خويش را پاس داشته وبه حساب خويش توجه كند تا از فرو لغزيدن خود جلو گيري نمايد ويا در صورت لغزش به سرعت باز امده وجبران خسارت نمايد . اگر آدمي به اين روش به اصلاح خود نپردازد ديگر كسي نمي توتند او را اصلاح كند. امام علي (عليه السلام) بندگان خدا كردار وگفتار خود را بسنجيد ، پيش از انكه آن را بسنجيد وبه حساب خويش برسيد، پيش از آنكه به حسابتان برسند.فرصت را غنيمت بشماريد پيش از آنكهمرگ گلويتان را بگيرد ونتوانيد نفس بكشيد .رام وگردن نهاده -به راه راست رويد - پيش از انكه به سختي رانده شويد. بدانيد آن كس كه نتواند خود را پند دهد تا از گناه با زدارد، ديگري را نبايد تا اين كار را براي او به جاي آرد.
پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله )
معناي حسن خلق اين است كه اگر دنيا به انسان رو كرد ،راضي وخشنود باشد واگر رو نكرد خشمگين وناراحت نشود
امام علي(عليه السلام)
خوش خويي در سه چيز است :دوري كردن از كارهاي حرام.طلب حلال وفراهم آوردن آسايش ورفاه براي خانواده
امام هادي (عليه السلام)
فروتني وحسن خلق در ان است كه با مردم چنان كني كه دوست داري با تو چنان باشند.
استاد فاطمي نيا فرمودند: پسر يكي از بزرگان علما كه در زمان خودش استاد العلما بود براي من تعريف مي كرد: « به پدرم گفتم پدر شما درياي علم هستي اگر بنا باشد يك نصيحت به من بكني چه مي گوي؟» پدرم اندكي تامل كرد وگفت آبروي كسي رانبر عزيز من اسلام ميخواهد آبروي فرد حفظ شود شما با اين مشكل داري؟دقت كنيد كه بعضي ها بازبان شان ميروند جهنم روايت داريم كه مي فرمايد: اغلب جهنمي ها ،جهنمي زبان هستند فكر نكنيد همه شراب مي خورند واز ديوار مردم بالا ميروند.يك مشت مومن مقدس را مي اورندجهنم اي آقا؟تو كه هميشه هيت بودي مسجد بودي؟ بله برخي توي صفوف جماعت مي نشينند آبرو مي برند.امير المومنين(ع) به حارث همداني مي فرمايد: «اگر هر چه كه مي شنوي بگويي ؛ دروغگو هستي.»
استاد فاطمي نيا فرمودند: پسر يكي از بزرگان علما كه در زمان خودش استاد العلما بود براي من تعريف مي كرد: « به پدرم گفتم پدر شما درياي علم هستي اگر بنا باشد يك نصيحت به من بكني چه مي گوي؟» پدرم اندكي تامل كرد وگفت آبروي كسي رانبر عزيز من اسلام ميخواهد آبروي فرد حفظ شود شما با اين مشكل داري؟دقت كنيد كه بعضي ها بازبان شان ميروند جهنم روايت داريم كه مي فرمايد: اغلب جهنمي ها ،جهنمي زبان هستند فكر نكنيد همه شراب مي خورند واز ديوار مردم بالا ميروند.يك مشت مومن مقدس را مي اورندجهنم اي آقا؟تو كه هميشه هيت بودي مسجد بودي؟ بله برخي توي صفوف جماعت مي نشينند آبرو مي برند.امير المومنين(ع) به حارث همداني مي فرمايد: «اگر هر چه كه مي شنوي بگويي ؛ دروغگو هستي.»
از عرش سلام سرمدي آوردند
سرچشمه فيض ايزدي آوردند
باآمدن فاطمه ازباغ بهشت
يك دسته گل محمدي آوردند
ميلاد مسعود ياس سپيد بال علي مرتضي (ع) ريحانه رسول بر اهل ايمان مباركباد
از عرش سلام سرمدي آوردند
سرچشمه فيض ايزدي آوردند
باآمدن فاطمه ازباغ بهشت
يك دسته گل محمدي آوردند
ميلاد مسعود ياس سپيد بال علي مرتضي (ع) ريحانه رسول بر اهل ايمان مباركباد
قانون يكم
**به شما جسمي داده مي شود .چه جسمتان را دوست داشته يا از ان متنفر باشيد.بايد بدانيد كه در طول زندگي در دنياي خاكي با شماست
قانون دوم
**در مدرسه اي غير رسمي وتمام وقت نام نويسي كرده ايد كه زندگي نام دارد. دراين مدرسه هر روز فرصت يادگيري دروس راداريد.چه اين درس ها را دوست داشته باشيد چه از آن بدتان بيايد پس بهتر است به عنوان بخشي از برنامه اموزشي برايشان طرح ريزي كنيد
كنيز زينب
من فاطمه بانوي بيت مرتضايم من همدم تنهايي شير خدايم
من در ادب همشان وهمتاي ندارم جز حيدر كرار مولايي ندارم
من از تبار عشق وازموج غرورم من نسل در نسل از شجاعان غيورم
من همنشين فاتح بدر وحنينم من مادر عباس علمدار حسينم
روزي كه من همخانه شدم با شه عشق روزي كه پايم را نهادم در ره عشق
* * * * * * * *
گفتم به زينب من كنيزم در برتو من نامدم اين جا به جاي مادر تو
هرچند نامم فاطمه باشد عزيزم امابدان برمادرت زهرا كنيزم
من كه ازاين دلدادگي در شور وشينم تازنده ام خاك كف پاي حسينم
اي زينب اي بانوي ازغربت غمينم ديگر در اين خانه بخوان ام البنينم
ام البنين،من مادر عباس علمدار حسينم
(اصول مداحي جلد 1)
اينها غرور بي جا است . اينها جهالت وشيطنت است.اينها ارث ابليس است. اينها ظلمات فوق ظلمات است.علم نور است ونور قلب را روشن كند ووسعت دهد وشرح صدر آورد وراه هدايت وسلوك را روشن كند.چه شده است كه در ما اين علوم رسمي،ظلمات وضيق صدر وتذلل وتكبر ايجاد كرده آيا ميتوان اين الفاظ را علوم دانست وبا آن در جهان سرافرازي كرد؟
(از كتاب شرح حديث امام خميني(ره))
اينها غرور بي جا است . اينها جهالت وشيطنت است.اينها ارث ابليس است. اينها ظلمات فوق ظلمات است.علم نور است ونور قلب را روشن كند ووسعت دهد وشرح صدر آورد وراه هدايت وسلوك را روشن كند.چه شده است كه در ما اين علوم رسمي،ظلمات وضيق صدر وتذلل وتكبر ايجاد كرده آيا ميتوان اين الفاظ را علوم دانست وبا آن در جهان سرافرازي كرد؟
(از كتاب شرح حديث امام خميني(ره))
* زندگي اي گوارتر از اخلاق خوش نيست .
* مومن، بعد از انجام واجبات ، عملي محبوب تر از خوش اخلاقي با مردم نزد خداي تعالي نمي آورد .
تولد شيمي دان ايراني محمد زكرياي رازي - روز ملي خليج فارس
بس كه پنهان گشته گل در زير دامان بقيع
بوي گل ميآيد ازچاك گريبان بقيع
مرغ شب در سوگ گل هايي كه بر اين خاك ريخت
ازسر شب تا سحر باشد غزل خوان بقيع
ناله هاي حضرت زهرا هنوز آيد به گوش
از فضاي حسرت آلود غم افشان بقيع
گوش ده تا گريه زار علي را بشنوي
نيمه شب ها از دل خونين وحيران بقيع
اين حريم عشق دارد عقده ها پنهان به دل
شعله ها سر مي كشد از جان سوزان بقيع
بدان كه خود پسندي خلاف درستي وآفت خردهاست .اگر ميخواهي راه راست را بپيمايي،تا ميتواني در برابر پروردگارت خاشع باش.
امام علي (عليه السلام)
* بسا عزيز وارجمندي كه اخلاقش اورا خوار وذليل گردانيد وبسا خوار وذليلي كه اخلاقش اورا عزيز وارجمند كرد
اي پاسخ گرامي امّن يجيب ها
تعجيل كن به خاطرما ناشكيب ها
چشم جهان به چشمه دستان سبز توست
جاري شو ازوراي فراز ونشيب ها
تكليف انتقام شهيدان به دوش كيست؟
خون مسيح مانده به روي صليب ها
برخيز وبزم شب زدگان را به هم بزن
اي آشنا به ندبه واشك غريب ها
«شاعر:نغمه مستشار نظامي)
خانم فاطمه زهرا (س) فرمود :ما اهل بيت وسيله خدا در ميان مردمان ، برگزيده خدا ومنزلگاه قدس وپاكي اوييم»
با وجود چنين وسيله هاي روشن واميد بخشي ،جايي براي تنهايي وپوچي نمي ماند و دوست داران چنين خانواد ه اي بن بستي نمي شناسند. توسل و مدد جويي را براي شب زدگان باقي نمي گذارد .
ما براي آسماني شدن با آسماني هايي نياز داريم كه چنين راه روشني را پيمودند.
راحت جان مني فاطمه اي جان من
جان به فدا ميكنم بهر تو جانان من
جاده اصل وجود از سر كوي تو بود
مبد ا خلقت تويي ؛مقصد عرفان من
نور محمد تويي ديده احمد تويي
اي زغبار رهت سرمه مژگان من
تا به در خانه ات جمع شد اهل حرم
استاد فاطمي نيا به نقل از يكي ااز شاگردان عالم رباني آيه الله آقا شيخ محمد حسين زاهد ميگويد:
((ايشان هر شب بعد از نماز نكته اي ومسئله اي مي گفت وتشريف ميبرد يك شب ساعت دوازده بود ديدم در منزل آمده اند با تعجب وپرسيدم ؟ آقا مشكلي پيش امده است؟
فرمود: نه دقايقي قبل متوجه شدم مطلبي كه سرشب برايتان گفتم :اشتباه بوده است .بيم تا صيح زنده نمانم كه اصلاح كنم بهتر ديدم الان به سراغتان بيايم وبگويم.
مولانا امام جعفر صادق (عليه السلام)
عزت آن است كه هر گاه با حق روبرو شدي در برابر آن فروتن باشي
پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله:
خانه هاي خود را با تلاوت قرآن نوراني كنيد.

.gif)
امتداد شما
همينكه مى رسم اينجا در امتداد شما
همينكه مىشوم اينجا منم نماد شما
همينكه هر قدمم مىرود در اين خانه
همينكه مىشوم اينجا امين ياد شما
همينكه دغدغههاى هميشهام هستيد
همينكه شادم و غمگين به اعتقاد شما
همينكه ملك صميمى چشمتان هستم
و آب مى خورم از چشمه معاد شما
همينكه بخششتان مىرسد به داد دلم
و فقر دائم من مىرسد به داد شما
همينكه دست شما مى نويسم از غمتان
همينكه دست شما مىشوم مداد شما
همينكه اين همه سال است، پيشتان ماندم
همينكه رعيتم و زير اعتماد شما
به خاطر اين است با شما باشم
درست در جهت امتداد ياد شما
شاعر ؟؟؟
سلام بر اهل بيت پيامبر سلام الله عليهم اجمعين